این دانلود از طریق Vimeo است. زیر ویدئو روی «download» کلیک کنید و سپس وضوح دلخواه خود را انتخاب نمایید.
سالهای بسیاری ابراهیم و سارا امیدوار بودند صاحب فرزند شوند، اما سارا هرگز باردار نشد. هنگامی که ابراهیم نود و نه ساله بود، خدا به او وعده داد که پدر امتهای بسیار خواهد شد (پیدایش ۱۷:۴). خدا همچنین وعده داد که سارا پسری خواهد زایید و مادر امتهای بسیار خواهد شد (پیدایش ۱۷:۱۶). یک سال بعد، سارا تنها پسرشان، اسحاق، را به دنیا آورد.
ابراهیم مردی پارسا بود، هرچند همچنان اشتباهاتی داشت. هنگامی که اسحاق پسری کوچک بود، خدا تصمیم گرفت وفاداریِ ابراهیم را بیازماید. روزی خدا به ابراهیم فرمود پسرش را به مکانی خاص ببرد، او را ببندد و قربانی کند. ابراهیم میدانست که باید از خدا اطاعت کند، پس به خدا اعتماد کرد و طبق فرمان او عمل نمود. درست پیش از آنکه ابراهیم اسحاق را قربانی کند، فرشتهٔ خداوند ظاهر شد و قوچی برای قربانی فراهم گردید. خدا ایمان ابراهیم را دید و ابراهیم آن مکان را «خداوند فراهم خواهد کرد» نامید.
ایلام برای پادشاه کنجکاو، زَکار، بازگو میکند که خدا چگونه ایمانِ سرورش، ابراهیم، را آزمود. سپس ایلام بیان میکند که خدا برای ابراهیم تدارک دید و آمادگی او برای پیروی و اطاعت را بهوفور پاداش داد. ابراهیم رابطهای ویژه با خدا داشت. خدا به ابراهیم وعده داد که او را امتی بزرگ خواهد ساخت و نسل او به تعداد ستارگان آسمان خواهد بود (پیدایش ۱۵:۴). ابراهیم تصمیم گرفت به خدا ایمان بیاورد، با آنکه او و همسرش سارا هنوز هیچ فرزندی نداشتند (پیدایش ۱۷). تصمیم ابراهیم برای پیروی ایمانی از دستورات خدا، به معنای تسلیم ارادهٔ خود به خدا بود. هرچند این کار بسیار دشوار بود، ابراهیم مشتاق بود ارادهٔ خدا را بهجا آورد و خود را برای قربانی آماده کرد. خدا ایمان ابراهیم را دید، قوچی را فراهم ساخت و فرشتهای فرستاد تا آنان را به عهد خود یادآوری کند.
۱. خدا به ابراهیم گفت با اسحاق چه کاری انجام دهد؟
۲. هنگامی که فرشتهٔ خداوند ظاهر شد، چه اتفاقی افتاد؟
۳. خدا چه وعدهای به ابراهیم داد؟
۴. چرا خدا زمانی که وفادار هستید، به شما کمک میکند؟