حکمتِ خدا

سلیمان و دو مادر

این دانلود از طریق Vimeo است. زیر ویدئو روی «download» کلیک کنید و سپس وضوح دلخواه خود را انتخاب نمایید.


مرجع کتاب‌مقدس: اول پادشاهان ۳

خلاصهٔ ویدئو:

خدا به پادشاه سلیمان این فرصت را داد که هرچه می‌خواهد درخواست کند. سلیمان می‌توانست ثروت و افتخار بخواهد، اما در عوض، حکمت الهی درخواست کرد تا بتواند در فرمانروایی بر پادشاهی، تصمیم‌هایی خردمندانه بگیرد.

اندکی پس از آن‌که سلیمان درخواست حکمت کرد، دو زن برای حل مشکلی دشوار نزد او آمدند. هر یک از آن دو، مادر نوزادی بودند، اما یکی از نوزادان تنها در سه‌روزگی جان باخته بود. هر دو زن ادعا می‌کردند که نوزاد زنده فرزندِ آن‌هاست. چه داوریِ ناممکنی پیش روی سلیمان بود! او باید راز این را آشکار می‌کرد که کدام زن مادر واقعی نوزاد است.

سلیمان پیشنهاد داد که نوزاد را از وسط به دو نیم کنند تا هر مادر نیمی از کودک را داشته باشد. البته این پیشنهاد برای همهٔ کسانی که آن را شنیدند، دیوانه‌وار به نظر می‌رسید! اما چون سلیمان عطیهٔ حکمت را از خدا داشت، می‌دانست که هرگز نیازی نخواهد بود این تهدید هولناک را عملی کند. مادری که کودک را دزدیده بود، خودخواه بود و اجازه می‌داد سلیمان تهدید خود را اجرا کند. اما مادر واقعی که از روی دلسوزی و عشق می‌خواست جان فرزندش را نجات دهد، حاضر می‌شد از کودک بگذرد.

سلیمان با حکمت دانست که مادر واقعی برای حفاظت از فرزندش هر کاری انجام می‌دهد. حکمت عظیم سلیمان جان کودک را نجات داد و او پسر را به مادرش بازگرداند

دربارهٔ ویدئو:

شِلاح برای یکی از مشتریانش تعریف می‌کند که چگونه پادشاه سلیمان حکیم شد و از حکمت خود برای جلال دادن به خدا استفاده کرد. او داستانی را بازگو می‌کند از این‌که چگونه خدا به سلیمان حکمت عطا کرد، آن‌گاه که دو زن هر دو ادعا می‌کردند کودکی از آنِ آنان است.
سلیمان پسرِ پادشاه داوود بود. داوود وفادار بود و از شریعت‌های خدا پیروی می‌کرد. داوود همیشه کار درست را انجام نمی‌داد، اما فروتن بود و هرگاه خطا می‌کرد، از خدا طلب آمرزش می‌نمود. داوود به‌عنوان بهترین و وفادارترین پادشاه اسرائیل شناخته می‌شد.
سلیمان نیز می‌خواست وفادار باشد و از شریعت‌های خدا پیروی کند. او از داوود آموخته بود که پادشاه بودن و هم‌زمان پیروی از خدا کاری بسیار دشوار است، و به همین سبب می‌دانست که به حکمت نیاز دارد.
خدا به سلیمان حکمت عطا کرد، اما سلیمان باید خود انتخاب می‌کرد که به خدا وفادار بماند. هنگامی که خدا به سلیمان وعدهٔ حکمت، ثروت و عزت داد، به او فرمود:
«و اگر در راه‌های من گام برداری و فرایض و احکام مرا نگاه داری، چنان‌که داوود، پدرت، نگاه داشت، عمر تو را دراز خواهم کرد.»
(اول پادشاهان ۳:‏۱۴)

سؤالاتی برای تأمل:

۱. چرا سلیمان از خدا حکمت خواست؟

۲. سلیمان چگونه از حکمت خود استفاده کرد تا مادر واقعی نوزاد را تشخیص دهد؟

۳. به نظر شما مادر واقعی نوزاد وقتی سلیمان پیشنهاد داد کودک را به دو نیم تقسیم کنند، چه احساسی داشت؟

۴. اگر می‌توانستید از خدا بخواهید هر چیزی به شما عطا کند، چه چیزی می‌خواستید؟ چرا؟